دیدار با اسماعیل

دیدار با اسماعیل
۱.اسماعیل سراب، شاعری که نخست در فیس‌بوک شناختمش، بعد گمش کردم.   شعر «سر آسیای مختار» را در فیس‌بوکش خواندم. تکانم داد. تکان چنان که وهم برت دارد که شاید اشتباهی شده، دوباره خواندم و دوباره هر بار شعر با توان بیشتری تکانم می‌داد. گمش کردم. بعدها از طریق دوستان زیادی دنبالش گشتم. پیداش کردم. اسماعیل سراب در هرات بود. هرات چه شهری‌ست! کتابش شکل گرفت. نام گرفت. شاید بیش از هر کسی من شوق داشتم حتا بیش از خودش که در فارسی شاعری پُرنفس را منتشر می‌کنم. درست مثل وقتی که برای مریم بالنگی یادداشت می‌نوشتم هر چند مریم و شعرهاش گم شدند اما امید داشتم که فارسی اسماعیل را ببیند. حالا می‌بینم فارسی به سکوت عادت کرده است. فارسی مسکوت است. اسماعیل سراب با تمام راهی که آمده است شاعر امروز ماست. در یک گوشه‌ای از مرزهای فارسی در شهر هرات نشسته از فارسی می‌خورد و به فارسی هلاهل زیستن امروز را می‌خوراند. «برای تو که چشم‌ها داری هنوزروی کاغذ می‌آییم نمی‌شود.»شاعری که تکان می‌دهد اما نه مرده‌ها را پس شماها که هنوز زنده‌اید بخوانید:هدفم موفقیت نیست/خودم هستم که در مرکز قرار دارم/پناه به خدا، غلت می‌زنم به گوشه‌ی نورانی فرش/به نزد میکروب و دفع باقی مانده‌ی انرژی‌ام….حالا برق رفت و‌ دو دیده تار شد/ من ایمانم را از دست داده‌ام، در غیاب روشنایی چیزی نمی‌بینم.۲.شعر اسماعیل سراب شعریست متعهد به شعر و زبان فارسی نه متعهد به خاک و مرز و جغرافیا، در این شعر این زبان فارسی است که به متکلمان‌شان امکان می‌دهد. خودشان را بر حافظه‌ی جهان حک کنند. اسماعیل سراب شاعر هراتی، در کتاب «دست از تازگی بردار…» نشان می‌دهد که اگر مرزی وجود دارد. آن مرز زبان ماست پس فارسی مرز ماست. در این مجموعه وقایع دیده ناشده، روایت ناشده، ثبت ناشده و اعتراضی رسوخ کننده به سمت جهان پرتاب می‌شود. و این از عجایب روزگار است که زمانی بسیار دور شاعرانی در هرات برای پرسش‌های جهان پاسخ می‌نوشتند و امروز اسماعیل سراب در شعرهایش جهان را به شکل پرسشی بزرگ در آورده  است.هر شعر را که ورق می‌زنید این پرسش است که به سمت شما پرتاب می‌شود. و فرقی نمی‌کند شعر در چه فضایی باشد.نوروز که از سینه‌ام بلند شود/تو‌ کجا خواهی بود؟ص۱۶با این همه آواره که در من مرده‌اند تاریکی را به کدام راه ببرم تا/کسی را به کشتن ندهم؟ص۱۷نمی‌گویی بادها به کجا می‌روند؟/برای سنگهای پرتاب شده گنجشک از کجا بیاورم؟…خدایا من قتل‌گاه توام/ من فقر/من آزادی/زیر این گلدسته‌ها از من چه می‌خواهی؟ص۲۶… باقی پرسش‌ها را شما پیدا کنید اگر که در فارسی زندگی می‌کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *