آزادی همچون آری گفتن

فرمانرواي درياي جنوب شو جابك نام داشت، حاکم درياي شمال هو ناگهاني و هون تون آشوب پادشاه سرزمين ميان اين دو بود. گه‌گاه‌ شو و هو در قلمرو هون تون يکديگر را ديدار مي کردند و او به نيکو بي ايشان را پذيرا مي شد. روزي شور و هورا تصميم بر آن شد که مهرباني هاي پادشاه سرزمين مياني را پاسخ گويند. پس با خودش گفتند: هر کس را هفت منفذ است که با آن مي بيند، مي شنود، مي خورد و مي آشامد و تنفس مي کند. اما چون تون را هيچ يك از اين ها نيست. چه خوب است که ما اين منافذ را به او هديه کنيم؛ و هر روز باك منفذ براي او تراشيدند، هفتم روزه هون تون جان سپرد.

ادامه مطلب