ولیاله نصری متولد ۱۳۲۴ اهل و ساکن اصفهان، دانشآموختهی کشاورزی از دانشگاه جندی شاپور (چمران)، عضو انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، کانون اهل قلم و منتقد ادبی و سینمایی است. از تآلیفات او در زمینهی تأویل و تفسیر منتخبی از آثار برگزیده سینمای ایران و جهان با مضمون ساختار روایی و تصویری فیلم میتوان به کتابهای «از آندره تارکوفسکی تا اصغر فرهادی» از انتشارات گفتمان اندیشهی معاصر و « شعر بیپایان» در دو جلد منتشرشده در نشر حکمت کلمه اشاره کرد. یک اثر داستانی با نام «شکوفههای آذر» نیز از او در نشر حکمت کلمه منتشر شده است.
دو پلیس، سوتزنان بهدنبال دو مرد هستند که در حال فرارند. پلیس آنها را میگیرد و به دیوار میچسباند. بین مردها و پلیس بحث درمیگیرد. آنها مست هستند و به سؤالهای پلیس جوابهای مسخره میدهند. یکی از آنها در حین عصبانیت پلیس بالا میآورد. پلیس که معلوم است بیهوده مظنون بوده، آنها را بهدلیل بیحرمتی به کلانتری جلب میکند. در همین لحظه، ماشین سهراب در مقابلشان میپیچد. پلیس با دیدن این صحنه، آن دو مرد مست را رها میکند و سوتزنان بهطرف ماشین سهراب میدود. سهراب که درگیر جیغ و دادهای نرگس است، بیآنکه متوجه شود، بر سرعتش میافزاید. مردهای مست ماشین را تشویق میکنند.