عمدتا ماتئی ویسنییک را در ایران به عنوان نمایشنامهنویس میشناسیم که چندین نمایشنامه از او به فارسی ترجمه شده و برخی از کارهایش نیز توسط کارگردانان مختلف روی صحنه رفته است، اما این نویسنده علاوه بر نمایشنامهنویسی، دستی در نگارش شعر هم دارد. در واقع ویسنییک شاعری است که به نوشتن نمایشنامه روی آورد. حسین مکیزاده تفتی، یکی از مترجمانی که آثار شاعران بسیاری در جهان را ترجمه کرده است، سراغ شعرهای ویسنییک هم رفته و برخی از اشعار این شاعر را ترجمه کرده که در قالب کتاب «پشت میز با مارکس» منتشر شده است.
«پشت میز با مارکس» شامل مجموعه شعرهایی است که از مجموعههای مختلف ویسنییک گردآوری و ترجمه شده است. در ابتدای این کتاب آمده است که ویسنییک استاد مسلم روایت شاعرانه است و روایت را ویژگی مشترک شعرهای او میداند. همچنین بکارگیری سوررئالیسم، رئالیسم جادویی، ادبیات فانتزی، فضای کافکایی و گروتسک را از دستاوردهای تخیل شاعرانه این شاعر و نمایشنامهنویس میداند.
در شعر «بعد از ظهر به پایان یک قرن» میخوانیم:
«از یک خیابان باریک میگذشتم
چون سوزنی نقره که از
جسم یکی پروانه بگذرد
سگی به قطره آبی پارس میکرد
پیرهنی که تنها لباسم بود
داشت پاره میشد بر درازای تنم.
خنده انگاری کنده میشد از پوزه سگ
شعر پنداری کنده میشد از مغز
کالسکهها سر تا سر خیابان آهسته سر میخوردند
به تماشای رهگذران اسبها سر میگرداندند
آرامش بر تن خود آرام نگرفت
سقوط از شدت سکوت ایستاد.» (صفحه53)
نشر حکمت کلمه مجموعه شعر «پشت میز با مارکس» اثر ماتئی ویسنییک و ترجمه حسین مکیزاده تفتی را در 78 صفحه، 300نسخه منتشر کرده است.

