معرفی کتاب «به تماشا»
بند آغازین این کتاب می گوید: «می دانید؟! وقتی به شخصیت های داستانی نیمه تمامم فکر می کنم، هراسی وجودم را فرا می گیرد. می ترسم روزی علیه ام طغیان کنند و از شدت حسرت و اندوه، از من انتقام بگیرند.»
در خلاصه کتاب ۱۰۰ صفحه ای «به تماشا» می توان به قلم روان فریبا چلبی یانی واقف شد: «چاقو را مثل شخصیتهای کارتونی بی هیچ دردی از شکمم بیرون کشیدم. نویسنده راست میگفت، چیزیم نشده بود. از دفتر بیرون زدم. پسر جوان را دیدم که با چند صد متر فاصله از من پیچید به کوچه فرعی. دنبالش دویدم. یکهو یادم افتاد همین کوچه را قبلاً دیده بودم و میشناسمش. ته همان کوچه، در چوبی رنگ و رو رفتهای بود که نسترن آنجا زندگی میکرد؛ زنی که در اواسط یکی از رمانها، مجبور به ترکش شدم. چرایی ترکش را نویسنده هرگز به من توضیح نداد. گویا قرار بود علتش در آخر رمان مشخص شود که نویسنده قبل از افشای ماجرا مرا از توی داستان پرت کرد به قلعه شخصیتهای بینام و نشان. نویسنده عوضی!
سرعتم را زیاد میکنم. به امتحان کردنش میارزید. شاید نسترن توی همان کوچه هنوز منتظرم است…
داستان را همین جا به پایان میبرم. سینا هاج و واج نگاهم میکند.به من نزدیک میشود و میگوید: انتخابم رو کردم. منو تو همین داستان نگه دار. دلم میخواد برم و نسترن رو پیدا کنم و همون جا موندگار بشم.»
در این مراسم، «حسین پور ستار» نویسنده، منتقد و کارگردان تبریزی، با گذری بر آرای ژان بودریار، جهان کتاب «به تماشا» را نزدیک به جهان پست مدرن خواند: در این داستان ما شاهدیم که شخصیتهایی در بزنگاه تاریخی چون زلزله ورزقان، کاری انجام میدهند و هر یک سرنوشت خود را پی میگیرند. اینها شخصیتهای رمانی از هم گسیختهاند. این داستان از کلان روایت گریز میکند.
وی افزود: در صفحات آغازین تکنیک نویسنده بر توصیف جهان رئالیستی غیر مدرنی سوار است که بعدا تغییر میکند. «به تماشا» یک روایت ساده از پیرامون نیست. در این کتاب، این ایده تکراری که شخصیتها علیه نویسنده میشورند، از جایی به بعد افکار مخاطب را به بازی می گیرد و تکنیک نویسنده در این راه جذاب است. این سوال بشر که شورش ازلی بهشت را نقشه خداوند می خوانند در این داستان، با دیالوگ شخصیت ها مطرح می شود که شورشها را کار نویسنده میپندارند.
در ادامه، «سارا شمسی» نویسنده و مدرس دانشگاه در خصوص این اثر گفت: در این کتاب نویسنده تلاش قابل توجهی کرده است تا ردی از تاریخ معاصر منطقه آذربایجان را در اثر خود روایت کند. واقعه زلزله سال ۹۱ در ورزقان برای اولین بار در یک کتاب رمان به کار برده میشود که میتواند از نظر جامعه شناسی ادبیات مورد بررسی قرار بگیرد.
وی ویژگی های دیگر رمان را تشریح کرد: حضور نویسنده در متن، در هم تنیدگی دو جهان خیال و واقعیت، دانای کل نبودن راوی، فرم دایرهای داستان و نبودن قطعیت در مسئله شناخت از مؤلفههای این داستان پست مدرن است.
گفتنی است کتاب «به تماشا» در نشر «حکمت کلمه» با مدیریت «فریاد ناصری» به چاپ رسیده است.منبع: آژانس خبری تحلیلی تبریز





دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.