چیزی که در نگاهِ اول، کتابِ «مقدس» فریاد ناصری را به چشم میآورد، «فارسی» ست. «مقدس» فارسیِ شفافی دارد که برآمده از پیکرهی متون کهن است... زبان شعر فارسی است، و گاه زبان متونِ کهن و نثر کلاسیکِ ادبیات فارسی که ما را به تاریخِ زبانمان ارجاع میدهد. فریاد ناصری در این مجموعه، کلمات را گاه به سیاق و حتا رسم الخط گذشته ثبت و تحریر کرده است؛ شاید به این دلیل که موضوع این کتاب به چند واسطه «زبان فارسی» است. کلمات در «مقدس» تراش خوردهاند، تمیزند و با وسواس انتخاب شدهاند.
تا به زانو مَرغ بود و زِه آسمان آبی چنان که میشد سفر کرد به رد طیاره
مهم است که فریاد ناصری در «مقدس» دکلاماسیون طبیعی کلام را حفظ کرده است. حواسش بوده که در شعرش کلمات جنسِ شکلگرایی به خودشان نگیرند و با پیشفرضهایی خارج از جهانِ متن بر شعر تحمیل نشوند. اعادهی کلماتِ متون کهن بیآنکه هارمونی کلامِ امروز به هم بخورد، و بازنُمایی تصنعی آن نباشد وُ بر کاغذ بنشیند، کار سادهای نیست. و البته که این ویژگی به شعرهای این دفتر روح بخشیده... نوعی اصالت که امضای شاعر را پای شعرها گذاشته.