معرفی کتاب بی مقصد اثر آرزو اسلامی
کاش اندوه یک پیراهن بود، گشاد و بلند و سفید با دکمه های باز و آستین های آویخته که با ناله ی باد و لولای در چوبی مرثیه خوانی می کرد. می انداختیش داخل تشت تا خیس شود. بعد چنگش می زدی، مشتش می زدی، می چلاندی تا لکه هایش محو شود، بریزد. صافش می کردی و دوباره مچاله می انداختی داخل گودی آبی که پرت می شد توی چشم هات. تخته ی پهنی برمی داشتی و تار و پودش را می کوباندی؛ آن قدر که پیراهن صورتی شود، سرخ شود، خونش بند نیاید و با انگشت های سرخ شده ات، بندازیش روی طناب رخت، جلوی آفتاب. تا روز بعد که برش داری از نو به تن کنی…
مطالب مرتبط:بی مقصد، نخستین مجموعه داستان خانم اسلامی، کتابیست مشتمل بر یازده داستان کوتاه که در طول هفت سال نوشته شدهاند. این کتاب بهتازگی توسط نشرِ حکمت کلمه منتشر شدهاست. مهمترین داستان مجموعه به گمان بنده، داستان نخست است: “بیمقصد”. در داستان بیمقصد شخصیتهای داستانهای بعدی حضور دارند و داستان با محوریت زنی است که از ابتدای داستان سردرگم و حیرتزده است. او و کسانی دیگری که بعد به داستان میپیوندند در جستجویِ دکتر روانشناسی هستند. حضور مبهم روانشناس بارقه امیدی است در دل شخصیتهای داستان تا همچنان به یافتن گمشدهاشان امیدوار بمانند. این گمشده اما چیست یا کیست. شخصیت اصلی داستان بیمقصد بارها از خود میپرسد پس چرا این روانشناس نتوانسته نویسندهای را که از نزدیکانش بودهاست نجات دهد، اما پاسخش تنها، کلامی است که خودش را هم قانع نمیکند: “مرگ که حق است”. آیا به راستی مرگ حق یک عمر زندگیِ آدمی است؟! تعلیق و گمگشتگی شخصیتها، سیال بودن زمان در روایت داستانها، محوریت زن با نگاهی شاعرانه به روح زن، استفاده از صنعت تشبیه و استعاره از ویژگیهای بارز بیمقصد است.
“کاش اندوه یک پیراهن بود، گشاد و بلند و سفید با دکمههای باز و آستینهای آویخته که با نالههای باد و لولای درِ چوبی مرثیهخوانی میکرد.http://morour.org/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7/



دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.